
دلم برای بوی تنت پر می کشد دلم برای صدایت پر می کشد... دلم راشکستی و رفتی اما نیامدی تا تکه هایش را به هم بچسبانی! دلت برای دلم نسوخت که چگونه دوری ات را تاب بیاورد؟! دلم بدجور ناجوری هوایت را کرده است... هوای دلم را داشته باش... چون تنها دلیست که با انکه سخت شکسته هنوزم برایت می تپد تنها دلیست که یک عشق در خود نهان دارد انهم عشق توست... کجایی عشقم دلم برایت پر می کشد......
ادامه مطلب
چشم هایت پر از عاشقانه های پاییز بود نگاهم که می کردی خشکم می زد زرد می شدممی ریختم درست زمانی کهفکر می کردم همه چیز را فراموش کرده ام اتفاقی کوچکبرم می گرداند به رنج روزهای اول اتفاقی کوچکمثل شنیدن آهنگی قدیمیدر ماشین... عطری آشنا در خیابان... و گاهیافتادن برگی از درخت... در پاییز... حال من دست خودم نيست، نبين آرامم مثل پاييزم و يكباره بهم مي ريزم پاییز ای غمزده میهمان زمان تو با آرزوهای پرپر شده ریخته به دامانت خوب می دانیاندوه قلبهای پژمرده را... خوب میدانی جادوی رنگ چشمانش را... خوب میدانی اخرین نگاهش را... ...
ادامه مطلب
ارامشی که چشمای تو داشت رو بعد نگاهت دیگه هیچ جایی ندیدم ارامشی که کنار تو داشتم رو هیچ جای دنیا نداشتم قبلا که یه جایی یه خواننده ای یا یه متن عاشقانه ای میگفت کنار عشقم ارومم من ساده عبور می کردم از این حرف ... تا اینکه خودم فهمیدم ارامش فقط کنار عشق ادم وجود داره یه ارامش وصف نشدنی ارامشی که تموم وجودتو غرق خودش می کنه دلم باز اون ارامش رو می خواد این روزها خیلی بیشتر از قبل به ارامش کنار تو نیاز دارم عشقم خیلی کنارت اروم بودم چطور شد که تنهام گذاشتی ؟! یادت میاد میگفتی اینقدر پیش تو ارومم که خواب داره منو میبره تو رویا؟! یادت میاد چطور نگاهم می کردی و منو غرق خودت می کردی؟! این روزها خیلی بیشتر ارامش تو رو کم دارم... کجایی ارام جانم کجایی عشقم... دلم میخواد کنار هم اینقدر اروم شیم که مث...
ادامه مطلب
خاطراتت صف کشیده اند یکی پس از دیگری … حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند ! و منفرار می کنماز فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگی کهخیلی دوستش دارم خیلی ... دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود آخرین باری که شمردمشانتنها یک دلیل برایم مانده بود.. آنهــــــــــم دیدن و بوییدن تو بود... بــــاز هـــــم خیال تــــومــــرا“برداشــــت”کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم مـــــــــــــی توانم بــــــــپرسم چــــــــه عطری می زنــــــــــــی؟ بـــــــــوی خوشــــــبختی می دهی یا نه؟ صدا بزن م...
ادامه مطلب
به چشمهایم قول داده ام ... اگر بار دیگر که تو را می بینند باز هم خیس وخجالت زده شوند دیگر رویم را از تو برنخواهم گرداند که آبرویشان را بخرم!!!...
ادامه مطلب
امروز همروزی ازروزهای خداست و من آرامتر ازدیروز و سرمست از تومی نویسم باز هم مثل همیشه برای نوشتن تو را بهانه میکنم چه لذت بخش است از تو نوشتن و چه زیباست برای تو نوشتن و من این زیبایی را با تمام دنیا عوض نمی کنم لحظه های بی تو بودن را با خیال تو سر می کنم و معتقدم دوری مانع از رسیدن نیست من هر شب به تو میرسم هر ساعتهر دقیقههرثانیه وهر لحظه ای که به تو می اندیشم تو را در کنار خویش و در وجودم احساس می کنم و این برای من خود رسیدن است این فاصله ها فقط بهانه ای است برای نوشتن نا نوشته هایی که مجالی می خواهند برای نوشته شدن......
ادامه مطلب