
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد... دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نیست که نیست!! زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی گاه به نام است و کم است؛ زندگی گاه به دام است و غم است؛ چه به کام و چه به نام و چه به دام... زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد... زندگی گاه به نان است و کفایت بکند؛ زندگی گاه به جان است و جفایت بکند؛ زندگی گاه به آن است و...
ادامه مطلب
خاطراتت صف کشیده اند یکی پس از دیگری … حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند ! و منفرار می کنماز فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگی کهخیلی دوستش دارم خیلی ... دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود آخرین باری که شمردمشانتنها یک دلیل برایم مانده بود.. آنهــــــــــم دیدن و بوییدن تو بود... بــــاز هـــــم خیال تــــومــــرا“برداشــــت”کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم مـــــــــــــی توانم بــــــــپرسم چــــــــه عطری می زنــــــــــــی؟ بـــــــــوی خوشــــــبختی می دهی یا نه؟ صدا بزن م...
ادامه مطلب