
xa0 ســر به رسوائی زند این عشـق نافرجـام مـنxa0 عاقبت خواهد شکست این باده و این جام منxa0 من نمیـدانم چه دردی بود، در آن چشم مسـتxa0 کاین چنین بی باده و بی جام، بر جانم نشستxa0 گــرچه درآغاز، او یک آشــنای ســاده بودxa0 لیک گفتارش شبیه عاشقی دلداده بودxa0 راز سنگین و عمیقی بود در آن گفتگوxa0 تا بجنبیدم خــرابم کرد،آن راز مــگوxa0 بر فراز خانه دل ناگهان پرواز کردxa0 کار تخریب بنا،با واژه ها آغاز کردxa0 موج شد،گرداب شد،نشنید فریاد مراxa0 همچو یک آتشفشان، سوزاند بنیاد مراxa0 از کدامین ابر این باران...
ادامه مطلب
گاهی بی صدا نگاهت میکنم … مرا ببخش برای این نگاه های پنهانیxa0 شاید اگر بغضم فرو نشیندصدایت کنم xa0خیلی دلتنگت شده ام اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که"خیلی" خوانده شود! هنوز تکه ای از تو در من است که گاهی بدجور دلتنگت می شود … دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی … خشن تر ، عصبی تر ، کلافه تر ، تلخ تر و جالب تر اینکه با اطراف هم کاری نداری ! همه اش را نگه میداری و دقیقا سر همان کسی خالی میکنی که دلتنگش هستی … کاش سزای تنهایی مرگ بود آن وقت کسی از ترس جانش کسی راتنها نمیگذاشت... کاش میشد خدا رو کشید...
ادامه مطلب
xa0 می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟ از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک، مجبور به زیستن هستم. از تو بنویسم که قلبت از سنگ شد یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ شدم؟ از چه بنویسم؟ از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟ ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد. از چه بنویسم؟ از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟ شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم، دادستان تو را مقصر نداند و بر ز...
ادامه مطلب
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش ! شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچوقت هیچ کس تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه !!...
ادامه مطلب
قسم که به اندازه زیبایی درختان پر شکوفه دوستت دارم!قسم به حقیقت دنیاقسم به راز گل سرخقسم به زیبایی بنفشه هاقسم به تنهایی های بی پایانم دوستت دارم... ای کاش خبری از دور رسد که بگوید او هم هنوز دوستت دارد! که بگوید فراموشت نکرد و به یادت است! اما افسوس که نه خبری هست و نه امیدی به وصالش! مگر می شود او را از یاد برد مگر می شود؟ مهربانم از جان من است! او تمام فکر روز وشبم است... او عشق پنهان من است! ای عاشقان اگر خبری از اودارید به یارم بگویید من هرروز بیشتر از قبل دوستش دارم... xa0...
ادامه مطلب
امروز همxa0روزی ازxa0روزهای خداست xa0و من آرامتر ازxa0دیروز xa0و سرمست از توxa0می نویسم باز هم مثل همیشه برای نوشتن تو را بهانه میکنم چه لذت بخش است از تو نوشتن و چه زیباست برای تو نوشتن و من این زیبایی را با تمام دنیا عوض نمی کنم لحظه های بی تو بودن را با خیال تو سر می کنم و معتقدم دوری مانع از رسیدن نیست من هر شب به تو میرسم هر ساعتxa0هر دقیقهxa0هرثانیه xa0وهر لحظه ای که به تو می اندیشم تو را در کنار خویش و در وجودم احساس می کنم و این برای من خود رسیدن است این فاصله ها فقط بهانه ای است برای x...
ادامه مطلب