
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد... دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نیست که نیست!! زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی گاه به نام است و کم است...
ادامه مطلب
xa0 می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟ از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک، مجبور به زیستن هستم. از تو بنویسم که قلبت از سنگ شد یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ شدم؟ از چه بنویسم؟ از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟ ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد. از چه بنویسم؟ از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟ شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم، دادستان تو را مقصر نداند و بر ز...
ادامه مطلب
" تـــــو "مالڪ تمام احساسـم هستی.! تمام عشقـم.! تمام احساس ناب دست نخورده ام.! ڪه حاضـر نیستمxa0 حتی ذره اے از آن راxa0با هیچکس تقسیـم ڪنم xa0با هیچڪس جز " تـــو..."...
ادامه مطلب
دل من به دنبال تو می گردد کجا هستی در زیر کدام اسمانxa0 کجایی همنفسمxa0تا به شرح عرضه دهم xa0 که دل چه میکشدxa0از روزگار هجرانت xa0 صدای خندیدنت را دوست دارمxa0یادت می اید که بهت گفته بودم؟! xa0 میشود کمی بخندی برایم xa0 هوس کرده ام یک دل سیر زندگی کنم xa0 یک دل سیر بخندیم باهم... xa0 اما نیستیxa0نمی دانم کجایی چه می کنی ! xa0 ای کاش روزگارت خوب باشد xa0 پر از عشق و دوست داشتن ... xa0 نه مثل من سرد و بی روح و خالی ازعشق! xa0 البته خالی که نه در دلم جای یک عشق بزرگ هست xa0 عشقی که زخمی عمیق بر ...
ادامه مطلب
امروز همxa0روزی ازxa0روزهای خداست xa0و من آرامتر ازxa0دیروز xa0و سرمست از توxa0می نویسم باز هم مثل همیشه برای نوشتن تو را بهانه میکنم چه لذت بخش است از تو نوشتن و چه زیباست برای تو نوشتن و من این زیبایی را با تمام دنیا عوض نمی کنم لحظه های بی تو بودن را با خیال تو سر می کنم و معتقدم دوری مانع از رسیدن نیست من هر شب به تو میرسم هر ساعتxa0هر دقیقهxa0هرثانیه xa0وهر لحظه ای که به تو می اندیشم تو را در کنار خویش و در وجودم احساس می کنم و این برای من خود رسیدن است این فاصله ها فقط بهانه ای است برای x...
ادامه مطلب
گـیـــرم تـمـام دنـیـا بـگـویـنــد مـا مـال هــم نـیـسـتـیــم مــابـه درد هـم نـمــیـخـوریـم گـیـــرم بـرای زیـر یـک سـقـف رفـتـن عـشـقxa0، اخـریـن مـعـیـار ایـن جـمـاعـت بــاشـد گـیـرم دوسـت داشـتـن بـدون سـنـد حـرام بـاشـد عـجـیـب بـاشـد بـاور نـکـردنـی بـاشـد گـیـــرم تـا اخـر عـمـرxa0تـنـهـاxa0بـمـانـم گـیـــرم هــرگـز دسـتـانـت در دسـتـانـم قـفـل نـشـود مـــــن امـا گـیـــر ایـن گـیـــــرها نــیـسـتــم من تــا ابـد گـیـر چــشـمـان تــوام گیرxa0دوســت داشـتـنـت!...
ادامه مطلب
xa0 من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو انگار نه انگار !اوج غم اين قصه در اين شعر همين جاستمن بی تو پریشان و تو انگار نه انگاردل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ستروی دلم آوار و....تو انگار نه انگاردور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ...یک گوشه ی دیوار و....تو انگار نه انگارجان می کنم و محو تماشایی و هر روز...این حادثه تکرار و....تو انگار نه انگاربا عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه...من می شوم آزار و....تو انگار نه انگار......
ادامه مطلب